iran-sakhtan-ya-sakhtan

دانلود کتاب الکترونیک

فرهنگ شهروندی

توسعه و توسعه نیافتگی

tose توسعه و توسعه نیافتگیمنتشر شده در روزنامه فرهیختگان،دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۹
گفتگو با دکتر جواد اطاعت عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی
۱_ به عنوان اولین سوال می خواستم بپرسم موضوع توسعه که هم اکنون به مهمترین پارادایم حاکم بر سیاست ها، استراتژی ها وبرنامه واحد های سیاسی تبدیل شده است، از چه فرایند تکاملی برخوردار بوده است؟ به عبارتی صرف نظر ازجدال ها ومباحثی که در خصوص علل توسعه نیافتگی مطرح است، ایا اصل موضوع توسعه نیز دچار تحول مفهومی شده است؟ اگر پاسخ مثبت است این تحولات چگونه قابل ارزیابی است؟
همان گونه که اشاره فرمودید، امروزه توسعه به گفتمان مسلط در دنیا تبدیل شده است. در  گذشته وظایف سنتی حکومت ها به حفظ نظم، امنیت عمومی ودفاع از سرزمین خلاصه می میشد، اما امروزه علاوه بر موارد فوق وظیفه دولت ها به سمت مسئولیت پذیری برای بهبود کمی کیفی شاخص های زندگی وپاسخ به نیاز های مادی ومعنوی مردم سوق پیدا کرده است. البته این نکته نیز باید متذکر شد که توسعه مفهومی قدیمی است، اما در دهه های اخیربه شکل جدید آن به مهمترین وظیفه حکومت ها تبدیل شده است. در ابتدای این تحول ساختاری رشد اقتصادی یا افزایش درامد ملی ملاک عملی بود؛ اما گذشت زمان روشن کرد که رشد اقتصادی بالا لزوما به بهبود سایر جنبه های زندگی منجر نمی شود، لذا واژه توسعه که در بر گیرنده جنبه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی وسیاسی بود، جایگزین رشد اقتصادی گردید. اگر چه در این تحول بهبود سایر جنبه های زندگی مد نظر قرار گرفت؛ اما بعضا به دلیل استفاده نا معقول از منابع محدود طبیعی وتخریب محیط زیست تداوم وپایداری فرایند توسعه محل تردید جدی قرار گرفت وپژهشگران اصطلاح توسعه پایداررا جایگزین توسعه نمودند. من فکر می کنم هنوز این موضوع باید کامل تر شود به گونه ای که علاوه بر نیاز های مادی وتداوم این روند نیازهای معنوی وروحی جوامع نیز مد نظر قرار گیرد.
۲_ ایا در خصوص مفهوم توسعه پایداردر بین نخبگان فکری واجرایی درکشورهای مختلف اجماع نظر وجود دارد؟ مفهوم تکامل یافته تر واژه توسعه است که جنبه های زیست محیطی نیز مورد توجه قرار گرفته است. برای مثال در سطح یک واحد سیاسی ممکن است کشوری که دارای جنگل های وسیعی است ، بتواند با صادرات چوب والوار، در امد بالایی را کسب کند واز این     در امد سایرجنبه های زندگی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی وسیاسی را بهبود ببخشد اما اگر بجای قطع در ختان،اهتمامی برای غرص درختان جدید وباسازی جنگل ها نداشته باشد بالاخره، روزی این جنگل ها از بین خواهند رفت ودر ان صورت تداوم فرایند توسعه به مخاطره خواهد افتاد، بنابراین به طور طبیعی باید در این خصوص چاره اندیشی کرد، مثال دیگردر سطح بین المللی تخریب لایه ازن وگرم شدن تدریجی کره زمین بر اثر ازدیاد گازهای گلخانه ای ومواردی از این قبیل است که همه کشورها بویژه قدرتهای بزرگ باید در این خصوص چاره اندیشی کنند.لذا این مسئله موضوعی است که در مورد آن اجماع نظر وجود دارد وسازمان ملل متحد این پارادایم را به عنوان دستور کار قرن بیست ویکم در سطوح محلی، منطقه ای وبین المللی قرار داده است تا خوش بختی چند جانبه نسل بشر، بدون کاهش توانایی های نسل های اتی وتخریب محیط زیست مد نظر قرار گیرد. بر همین اساس در دودهه گذشته به عنوان مهمترین گفتمان، جایگاه خود را تثبیت وتعمیق بخشیده است.
۳_ اگر چه مفهوم توسعه پایدار مورد اجماع قرار گرفته است؛ اما به نظر می رسد علت توسعه   نیافتگی کشورها مورد اجماع نباشد؟ همین طور است. صرف نظر از دید گاههای کلاسیک، نظریات مربوط به ادبیات توسعه نیافتگی پس از جنگ جهانی دوم عمدتا ذیل دو مکتب فکری نوسازی ومکتب وابستگی قرار می گیرند. خواستگاه مکتب نوسازی یا مدرنیزاسیون در میان صاحب نظران غربی وعمدتا در دانشگاههای امریکای شمالی بود. کسانی چون دانیل لرنر، ماریون لوی، نیل اسملسر، ساموئل ایز نشتات ، گابریل آ لموند و… ایشان معتقد بودند توسعه فرایند گذر از جوامع سنتی به جوامع مدرن است وعامل اصلی توسعه نیافتگی را درونی می دانستند. یعنی معتقد بودند جوامع توسعه نیافته خود باید از درون متحول شوندو تفکرات سنتی که مانع توسعه است به سمت تجدد و نوگرایی سوق پیدا کند و… .در مقابل این دیدگاه، مکتب وابستگی که متاثر از مارکسیسم بود، عامل اصلی توسعه نیافتگی    را درروابط استثمارگرایانه ، کشورهای مرکز با پیرامون جستجو می کردند وبر عامل بیرونی انگشت تاکید می گذاشتند. خواستگاه این نگرش دانشگاههای آ مریکای جنوبی بود. کسانی مثل دوس سانتوس ، کاردوز وفالتو،سمیر امین ، باران و…. که در واکنش به مکتب نوسازی  ، درصدد تبیین توسعه نیافتگی کشورهای جهان سوم برامدند.
۴_ شما فکر می کنید آیا توسعه نیافتگی کشورهای توسعه نیافته نتیجه عوامل داخلی است یا بیرونی؟ به عبارتی دیگر آ یا مکتب نوسازی بهتر می تواند توسعه نیافتگی را تبیین کند یا مکتب وابستگی ؟ هر کدام از این مکاتب فکری بخشی از واقیعت را با خود دارند.به اعتقاد من علت اولیه وموجده توسعه نیافتگی داخلی است وعلت مبقیه و تعمیق توسعه نیافتگی به مناسبات نا عادلانه حاکم برنظام بین اللملی ارتباط پیدا می کند. به عبارت بهتر استدلال های مکتب وابستگی در خصوص توسعه نیافتگی از جمله دواعی مبقیه توسعه نیافتگی اند ونه سبب موجده آن . همان گونه که قبلا هم به مناسبتی اشاره کرده ام، آیا با تاکید براستعمار خارجی، نقش نیروهای محرک داخلی را نادیده نمی گیریم؟ اگر اصرار داریم که استعمار خارجی عامل عقب ماندگی است باید اقرارکنیم که ضعف نیروها وعوامل داخلی باعث این استعمار واستشمارشده است. راستی چرا انگلیسی ها ازغرب عالم می ایند وبر هندوستان در شرق عالم مسلط می شوند ومردم انجا را  مسخ ،منقادومطیع خود می سازند وثروت آنها رابه یغما می برند؟ بنابراین کسانی که صرفا به نقش نیروهای خارجی تاکید می کنند باید بتوانند به این سوال پاسخ دهند که چرا انگلیس ها ، فرانسوی ها، اسپانیایی ها، کشورهای آ سیایی ، آفریقایی وآمریکایی را استثمار می کنند ونه بر عکس؟ ۵- عوامل داخلی که شما ان را علت موجده توسعه یافتگی قلمدادمی کنید چیست؟ بطور کلی سه مثلث در توسعه یافتگی و یا توسعه نیافتگی تاثیر گذار می دانم. مثلث اول دارای سه متغیر مهم است که عبارت است از فرهنگ سیاسی، نظام سیاسی ونظام بین الملل.مثلث دوم سرمایه اجتمایی،سرمایه انسانی وسرمایه مالی است ودر سومین مثلث دمکراسی در عرصه سیاسی،تمرکز زدایی در عرصه اداری وخصوصی سازی در حوزه اقتصادی است.همانگونه که پیداست از نه متغیر تاثیرگذار تنها یک متغیر به چگونگی روابط ومناسبات بین المللی مربوط است.حال اگر این سه مثلث را در کنار هم قرار دهیم اتصال قاعده سه مثلث باعث تشکیل یک مثلث جدید می شود که نقش کانونی ومحوری را در توسعه عهده دار است.
۶- منظورتان از فرهنگ سیاسی چیست؟ پیشرفت وعقب ماندگی محصول زیر بنا های فکری وفرهنگی است. وفرهنگ سیاسی مجموعه ای از باورها ، ارزش ها، اعتقادات وعاداتی است که منشا رفتارها، کنش ها وواکنش های یک جامعه سیاسی است که در طول زمان پذیرفته شده ونهادینه گردیده است. همان گونه که انسان ها علیرغم اشتراکات بسیار، تفاوت هایی با هم دارند.ملت ها نیز با یکدیگر متفاوت هستند. برای مثال اگر انگلیسی ها را با فرانسوی ها مقایسه کنیم به تفاوت فرهنگ سیاسی دو ملت پی می بریم. در انگلستان اصلاحات نظام سیاسی وانتقال قدرت از حاکمان اشرافی وموروثی به مردم از قرن دوازدهم آغاز شد وبا شیب ملایمی ادامه داشته است وعلیرغم گذشت هشت قرن هنوز اشراف  ولردها دارای حقوقی هستند که افراد عادی فاقد ان هستند. اگر چه این تمایزات وتفاوت ها به شدت کا هش پیدا کرده است؛ هنوز نظام پادشاهی لااقل از نظر ظاهری وتشریفاتی محفوظ مانده است؛ اما تحولات پرطلا تم فرانسه  از انقلاب کبیر فرانسه تاکنون در دنیا مثال زدنی است ، کشور فرانسه تا تثبیت نظام سیاسی خود در جمهوری پنجم ، حدود پانزده رژیم سیاسی متفاوت را تجربه نموده است
۷-آیا در این عوامل هم به تقدم وتاخرقائل هستید؟ بله. فرهنگ سیاسی توده ها ونخبگان فکری واجرایی به عنوان عامل زیر بنا است که قاعده مثلث توسعه نیافتگی را تشکیل می دهد. بعد از آن نظام سیاسی حاکم است که ریشه در فرهنگ سیاسی جامعه ونخبگان دارد وبرآمده از آن است. ضلع سوم این مثلث مناسبات حاکم بر نظام بین اللمل است.
۸_ نوع رابطه با نظام بین اللمل در فرایند توسعه چه تاثیری دارد؟ نظام بین اللمل هم فرصت هایی برای توسعه ایجا می کند وهم مشکلات ومحدودیتهایی را سبب می شود. بسته به موقیعت وجایگاه کشورها باید سعی نمود از فرصت ها حداکثر استفاده را نمود واز تهدید ها بر حذر ماند. برای مثال در دوره حاکمیت گفتمان ژئواستراتژیک، موقیعت جغرافیایی ایران که بین دو قدرت بری وبحری قرارگرفته بود، عامل ارتباط واتصال این کشور با نظام بین اللمل بود. هم اکنون با تحول گفتمانی از مباحث ژئو استراتژیک به ژئو اکونومیک ، موقیعت ایران به عنوان هارتلند انرژی جهان این ارتباط را برقرار می کند. منتها حاکمان ومسئولان این کشور هستند که چگونه از این پتانسیل بهره برداری می کنند. متاسفانه باید عرض کنم که ایران نتوانسته است در سده جاری به خوبی از ویژگی های ژئو پلیتیک خود استفاده کند. سیاست خارجی ایران به طور کلی درجهت گیری های سه گانه انفعالی، اعتراضی وبی طرفی قرار داشته است که هر سه جهت گیری با رویکرد توسعه محور هم خوانی ندارد.سیاست گذاران ایرانی باید با اتخاذ رویکرد تعاملی، اهمیت موقیعتی ایران را دست مایه وپشتوانه ای برای توسعه کشور قرار دهند واز رویکرد انفعالی،بی طرفی وتقابلی پرهیز نمایند.
۹_برخی با تاکید بر نظام سلطه جهانی ازامکان یا امتناع توسعه سخن به میان میاورند؟ به عبارتی معتقدند که با روابط ومناسبات حاکم اصولا امکان توسعه یافتگی محل تردید جدی است، مگر اینکه این نظام سلطه تغییر پیدا کند ومناسبات حاکم، جای خود را به نظام عادلانه تری بدهد؟ این دیدگاهی بدبینانه است. تجربه کشورهای توسعه یافته در دهه های اخیر بطلان این نظریه را روشن کرده است. کشورهای هند، چین، کره جنوبی ومالزی در شرق، یا حتی کشور ایالات متحده آمریکا که سابقا مستعمره انگلستان بود، بیان گر این مساله است که اگر عوامل موجده توسعه یافتگی متناسب با فرایند توسعه متحول شود، در همین نظام بین اللملی نیز امکان توسعه یافتگی وجود دارد. بنابراین اعتقادی به امتناع توسعه یافتگی ندارم.
۱۰-شما در مثلث توسعه به نظام بین الملل وفرهنگ سیاسی اشاره کردید در حالی که نظام سیاسی نیز یکی از اضلاع این مثلث به حساب آورده اید ،حال سوال این است که چه نوع نظام سیاسی تسریع کننده فرایند توسعه پایدار است؟آیا منظور نظام سیاسی خاصی است؟
رابطه بین فرهنگ سیاسی ونظام سیاسی یک رابطه پیچیده ودر عین حال دو جانبه است.اگر چه نظام سیاسی زاده فرهنگ سیاسی خاصی است اما نوع نظام حاکم نیز فرهنگ سیاسی متناسب با خود را باز تولید وتقویت می کند.اینکه چه نوع نظام سیاسی فرایند توسعه را تسریع وتقویت می کند،مطالعات انجام شده وتجربه عملی کشور های توسعه یافته ودر حال توسعه در دهه های اخیر بیانگر نظام سیاسی مبتنی بر حکمروایی خوب است.حکمروایی خوب دارای شاخصه ها وویژگی های شناخته شده ای است. حکم روایی که دارای مشروعیت سیاسی،کارآمدی،نظام قضایی مستقل ،شایسته سالاری بر اساس رقابت پذیری  ورویکرد دموکراتیک،شفافیت در عملکرد ها بویژه در زمینه های مالی وپولی ،معتقد به پاسخگویی وعامل وحدت ،ثبات وپایداری وبطور کلی مدیریتی که خیر عمومی را مبنای عمل قرار دهد مد نظر می باشد..
۱۱_ چه ویژگی های منفی فرهنگی را می توانیم عامل توسعه نیافتگی قلمداد کنیم؟
خود کامگی وجور پیشگی، تملق وچاپلوسی ، تکفیروتفسیق مخالفان ومنتقدان، نفاق ودورویی، قدرت طلبی واقتدارگرایی، عمل بر اساس افراط وتفریط، عدم انظباط وتعهد اجتماعی ،هزاره گرایی وقضا وقدری و…   .
۱۲_ فرض کنیم اراده جمعی نخبگان یک ملت بر توسعه تعلق گرفته باشد وآنها ، تلاش بایسته ای را برای گذراز توسعه نیافتگی به توسعه آغازکنند، آنها چه امکانات وشرایطی نیاز دارند؟
باید به مثلث دومی اشاره کرد که دارای سه پایه یا سه ضلع است. سرمایه اجتماعی ، سرمایه انسانی وسرمایه مالی. که همانند مثلث قبل دارای تقدم وتاخر است. به عبارتی سرمایه اجتماعی( همبستگی ملی. حس مشارکت جمعی ، اعتماد به نفس ووفاداری به نظام سیاسی و… .) در قاعده مثلث وسپس سرمایه انسانی ( نخبگان وتحصیل کردگان و به طور کلی نیروهای انسانی کارامد وشایسته) ودرضلع سوم نیز سرمایه مالی مورد نیاز است.
۱۳_ آیا نخبگان توسعه گرا برای توسعه کشورها مجازنیستند با رویکرد اقتدار گرایانه، فرایند توسعه را پیش ببرند؟ گذر موفق به توسعه نیازمند دولتی مقتدر، باثبات وتوسعه گرا است که در دمکراسی ها ی نوپا وجود ندارد. در این گونه کشوها تشکیل دولت های باثباتی که بتوانند سیاست های موثر ومنسجم را دنبال کنند یا امکان ندارد ویا حداقل با مشکلاتی روبروست که خود مانعی در راه توسعه اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی وسیاسی است. کره جنوبی وشیلی نمونه های مناسبی در این خصوص هستند که در مقاطعی دولت های اقتدار گرا در مقایسه با دولت های دمکراتیک در خصوص رشد اقتصادی موفق تر عمل کرده اند؛ اما دولت های اقتدار گرا ممکن است باعث رشداقتصادی بشوند؛ اما رشداقتصادی شرط لازم است اما کافی نیست ونا موزونی توسعه را به دنبال دارد. مضافا اینکه تداوم وپایداری آن نیز محل تردید جدی است. از طرفی نباید فرض کرد که اقتدار گرایی لزوما عامل رشد اقتصادی است . چه بسا کشورهایی مثل کوبا ، کره شمالی ودولت های کمونیستی در اروپای شرقی که نظام استبدادی این کشورها مانع مهمی بر سرراه فرایند توسعه بوده است.
۱۴_ در مورد اتخاذ رویکرد دمکراتیک در فرایند توسعه چه نظری دارید؟ رویکرد دمکراتیک نه تنها باعث تسریع فرایند توسعه، بلکه باعث تداوم آن نیز می شود. این موضوع از منظرعقلی وتجربی قابل تبیین است. از منظر عقلانی حاکمیت  ارزش های دمکراتیک چون رعایت کرامت انسان ، حقوق بشر وشهروندی ، احترام به حق مالکیت خصوصی ، دستگاه قضایی مستقل وعادلانه ، مطبوعات ورسانه های جمعی آزاد وبه طور کلی پذیرش مشی دمکراتیک در اداره نظام سیاسی نه تنها فرایند توسعه را تسهیل وسرعت می بخشد، بلکه متضمن تداوم وپایداری آن نیز هست. این موضوعی عقلانی است چرا که تصمیمات سیاسی در هر نظام متکثر حاصل چانه زنی ها ، نقد وارزیابی ونهایتا حاصل اجماع گروههای فکری مختلف است. با این شیوه زوایای متفاوت تصمیمات سیاسی نمایانده می شود وشبکه های گوناگون جامعه مدنی به مثابه سلسه اعصاب، آسیب های احتمالی را به مرکزسیستم سیاسی انتقال می دهند وخواهان راه حلی برای آن می شوند، لذا با لحاظ شدن نگرش های مختلف، خطا های احتمالی کاهش می یابد. این در حالی است که در نظام های اقتدارگرا، تنوع اطلاعات سیاسی در جامعه را محدود می سازند وراه باز خورد آن را سد می کنند وبدین ترتیب مشاهده وضیعت پیچیده مسائل برای صاحبان قدرت دشوار می شود. در چنین نظام هایی ، کشف خطاها وتصیح اشتباهات به کندی صورت می پذیرد.
از طرفی  مشارکت سیاسی در نظام های کثرت گرا، نمایان گروظیفه شناسی ووفاداری افراد به نظام سیاسی است وضمن آنکه مشروعیت نظام را افزایش می دهد واز نظر احساس همبستگی وامنیتی که به فرد می بخشد باعث نشاط، خلاقیت وپویایی سیاسی می گردد واز نظر ساخت قدرت موجبات ثبات سیاسی که لازمه تداوم فرایند توسعه پایدار است را فراهم می آورد.
۱۵_ شما اشاره به تبیین موضوع از نظر تجربی نیز نمودید، آیا منظورتان تجربه کشورهای توسعه یافته است؟
صرف نظر از مباحث تئوریک، مقایسه تطبیقی تجربه عملی کشورهای توسعه یافته ودر حال توسعه، بیانگر این واقیعت است که سطوح توسعه یافتگی کشورهای دمکراتیک به مراتب بیشتر از کشورهای اقتدار گرا است واز طرفی در حالیکه درامد سرانه کشورهای اروپای شرقی اقتدار گرا کمتر از پنج هزار دلار می باشد، میانگین درامد سرانه کشورهای اروپای غربی دمکراتیک بالغ بر سی هزار دلار می باشد. مقایسه درامد سرانه المان شرقی سابق با آلمان غربی سابق، آمریکا وشوروی وکره شمالی با کره جنوبی وبه طور کلی درامد سرانه کشورهای اقتدار گرا با دمکراتیک نیز بیان گر این موضوع می باشد که توسعه پایدار مرهون ومدیون ارزش های دمکراتیک است.
۱۶_ شما در مطالب منتشر شده قبلی  به عوامل دیگری نیزدر فرایند توسعه در ایران وکشور های اسلامی اشاره کرده اید؟ بله، همین طور است، عواملی چون افول گفتمان عقلی ورواج اخباری گیری ، عدم تحول ساختاری در نظام آموزشی، ، عدم نهاد مندی سیاسی ، ضعف در اتخاذ استراتژی مناسب اقتصادی، رشد فزاینده جمیعت، عدم باور علمی در عرصه سیاست وحکومت  و… .
این موارد زاییده ومعلول عواملی است که در مثلث توسعه به انها اشاره شده است.به عبارتی این موارد زیر مجموعه های عوامل اصلی است.برای مثال عدم باور علمی نسبت به اداره کشور، مقوله ای فرهنگی است. همان گونه که دهقانان باید بیاموزند که استفاده از دستاوردهای علمی در کمیت وکیفیت محصولات آنان موثر است وبیماران نیز بپذیرند که درمان بیماری انان بارجوع به پزشک متخصص امکان پذیرتر است. مردم ونخبگان نیز باید یاد بگیرند که اداره کشور که به مراتب پیچیده تر ودشوار تر است نیازمند متخصصان مربوطه در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وسیاسی است؛ این در حالی است که در جامعه کسی که که خلبانی نمی داند ادعای هدایت هواپیما وجابجایی مسافر را ندارد وسر نشینان نیز چنین اجازه ای به وی نمی دهند که سرنوشت خویش را به وی بسپارند؛ اما به راحتی اداره جامعه که سرنوشت یک کشور وملت به ان وابسته است را به افراد غیر متخصص واگذار می کنند. بر این اساس ریشه وزیر بنای توسعه نیافتگی به فرهنگ سیاسی مردم ونخبگان باز می گردد.
۱۷_ ارزیابی شما از فرایند توسعه در ایران چگونه است؟
ایران از پتانسل ها وامکانات بالنسبه مناسبی برخوردار است. این کشور فرایند توسعه را زودتر از برخی از کشورهای توسعه یافته کنونی در آسیا آغاز کرده است؛ اما با اینکه کشورهایی مثل هند ، چین ، کره جنوبی ومالزی امروزه در زمره کشورهای توسعه یافته محسوب می شوند؛ شاخص های اقتصادی، اجتماعی ایران بیان گر این واقیعت است که ایران در طی مسیر توسعه موفقیت چندانی نداشته است.
۱۸_ اما مسولان ودست اندرکاران معتقدند تا سال ۱۴۰۴ ما تبدیل به قدرت اول منطقه خواهیم شد ونگاهی خوش بینانه به موضوع دارند؟ ادعا مشکلی را مرتفع نخواهد کرد. واحد های سیاسی به مثابه یک انسان هستند. همان گونه که با آزما یش های کمی می توان سلامت و وخامت حال افراد رادرآزمایشگاه روشن کردکه چه کسی ازسلامت کامل برخوردار است وچه کسی با مشکلاتی مواجه است.فرایند توسعه کشورها نیز باشاخص های کمی اقتصادی( تورم، بیکاری، میزان سرمایه گذاری، رشد اقتصادی، درامد سرانه و… .)، اجتمایی ( قتل، سرقت ، اعتیاد،قاچاق، طلاق، تعداد پروندهای قضایی به نسبت جمیعت و… .) میتوان سنجید. آمارهای دستگاهای رسمی از قبیل بانک مرکزی ومرکز آمار ایران بدبینی را بیشتر تقویت می کند تا خوشبینی.
۱۹_ واما سخن پایانی درباره توسعه ایران؟
سخن آخر اینکه نسبت به اینده توسعه ایران امید واریم چرا که در تنها ومهمترین حوزه که تولید علم باشد، رشد وپیشرفت قابل توجهی داشته ایم وهم اکنون بر اساس آمارهای جهانی اگر حدود یک درصد جمعیت جهان داریم ، دانشگاههای ایران توانسته اند حدود یک درصد تولید علم جهان را از آن خود کنند. مهمتر آنکه فرایندرشد آن نیز بسیار بالا است واین مقدمه ای برای ساختن ایرانی آباد وآزاد است. به امید آن روز!

برگرفته از سایت شخصی دکتر اطاعت  etaat.ir

///////////////////

footer توسعه و توسعه نیافتگی

برچسب ها: , ,

نظرات

پاسخ دهید

مطالب ویژه
نکات فرهنگ شهروندی
شمعی روشن کنیم

 

مشترک آخرین مطالب فرهنگ ملی شوید.

عضویت